اردلان سرفراز / از ريشه تا هميشه / دو راهي


شديم از ياد يكديگر فراموش دو راهي بين ما بگشوده آغوش
از آن عشقي كه در ما شعله مي زد به جا مانده اجاقي سرد و خاموش
ميان من و تو دوراهي نشسته صدايي نمانده به لب هاي بسته
به لب هاي خموش اين دوراهي نشسته قصه ي غمگين رفتن
هميشه راه ما با هم يكي بود ولي راهت جدا شد ديگر از من
اگر در چشم هم اشكي ببينيم توان رفتن از ما مي گريزد
برو بگذار اينديوار كهنه به نام عشق ما در هم بريزد
ميان من و تو دوراهي نشسته صدايي نمانده به لب هاي بسته

 
 

Copyright © 2005 Ghazalkade.com. All Rights Reserved.

Powered by: irPowerWeb Design Team.