فريدون مشيری


اوج

 اي ره گشوده در دل دروازه هاي ماه
با توسن گسسته عنان
 از هزار راه
رفتن به اوج قله مريخ و زهره را
 تدبير مي كني
آخر به ما بگو
كي قله بلند محبت را
 تسخير مي كني ؟

 

 

بالای صفحه | زندگی نامه