به چرك مي نشيند
خنده
به نوار ِ زخمبنديش ار
ببندبي.
رهايش كن
رهايش كن
اگر چند
قيوله ديو
آشفته مي شود.
***
چمن است اين
چمن است
بالكه هاي آتشخون ِ گل
بگو چمن است اين، تيماج ِ سبز ِ مير غضب نيسب
حتي اگر
ديري است
تا بهار
بر اين مسلخ
بر نگذشته باشد.
***
تا خنده مجروحت به چرك اندرر نشيند
رهايش كن
چون ما
رهايش كن